تبليغاتX
گذر ثانیه های عمر من

گذر ثانیه های عمر من

به نام خالقی که تنهاست ولی تنهایی را برای مخلوقاتش نمی پسندد . . .




 ازتوی پیوندای وبلاگ به وبلاگ کبوترحرم هم بروید

وبلاگی هست برای عشقم

تــــــــوجــــــــــه

وبلاگ تا91/4/11 به روز نمی شود

نظرات دوستان دیربه دیرپاسخ داده میشود

ممنون ازکسانی که دراین مدت کنارم وبه یادم می مانند.

نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 14:23 توسط آرامش بخش(رزیتا)|



ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 23:23 توسط آرامش بخش(رزیتا)|

روزمیلادباسعادت فاطمه زهرا(س ) مبارک

تقدیم به همه ی مادرهای خوب دنیا

تو دراندیشه من

من دراندیشه ی خود

توفقط به فکر من

من فقط به فکرخود

چقدر تفاوت است به میان من و تو

تو خود فرشته ای برای من

تو همان بهشت سبزی

توهمان شعر سپیدی

که شده داروندار قلب من

توهمان فانوس راهی

توهمان چشمه ی عشقی

توخودت همه وجودت

سر تا پا مظهرعشقی

عزیزم بهترینم ای بهانه ی وجودم

شب تا صبح ذکر توگویم

با همان بهانه ی همیشگی

با همان لحن و صدای عاشقی

به تو گویم نازنینم روز بودنت مبارک


تقدیم به مادر عزیزترازجانم:

مادر امروز روز تو است

ومن محتاج به دعای تو

می دانم اگردعایت بدرقه ی راهم باشد

به هرآنچه که می خواهم

بی شک می رسم

دعای تو تضمینیست برای خوشبختیم

بازبابهانه می گویم روزت مبارک مادرعزیزم

تقدیم به مادری که یادوخاطره اش درقلب ما زنده است

مادربزرگ عزیزم ای کاش بودی

تااین روزرابه توتبریک بگویم

ولی افسوس که نیستی درکنارمن

بیمی نیست مرا

همین خیالت مرانیزآرام می کند

می دانم که توصدایم رامی شنوی

پس ازهمین جا در زمین

فریادمیزنم روزت مبارک

وآن رابه دست بادمی سپارم

تابه دست توبرسانددرآسمان ها

دلم برایت تنگ است وامابااین دلتنگی وغم نبودنت

بازگویم روزت مبارک مادربزرگ عزیزم


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 15:18 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

سیـــــــــــــــن هـــــــای زندگیم راکنــــــــارهــــم می چینم


سلـــــــامتیت...


سعادتــــــتــــــــ ...


به هفتـــــــ ،سیــــن هـــــم نمی رســــد


هفتــــ سین من


سفره ی عیـــــــدانه ی مــــن نامش امید استـــــــ


هفتــــــ سیــــن من با تـــــــو


ازهرهفتـــــــــ سینی کامل تراستــــ


برای مــــن تودلیل آمدن بهــــــاری


نـــــه نوروز


تاریخ تحویل سال برایـــــــم


نگاه زیبــــــــای توستـــــــــــــ


ومن گذر ثانیه هاراازتبـــــــش قلبـــــــ توحس می کنم


وزمانی که نگاهتــــــــــــــــ درنگاهـــــــــم افتــــد


آن روزبرای من نـــــــوروزاستـــــــــ


تودلیلی هســــــــــتی برای


آمـــــــدن بهـــــــــار


سرســـــــــــبزی زمیــــــــن


درخشـــــندگی آفتابــــــــــــــــــ


یک رنگـــــــــی دریــــــــــا


وزندگــــــــی من


ای بــــــــهانه ی همــــه ی زیبایــــــی ها


باش تادنیــــــــازیبابــــــماندباتــــــو


( عیدی شماعکس های سفره ی هفتسین )

همه ی چیدمانش کارخودمه نظریادتون نره


برین ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه چهارم فروردین 1391ساعت 22:8 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

سال نومبارک

الان پیشاپیش تبریک میگم

وچون نمیشه بیام تونت

پس میگم سال نومبارک

امیدوارم سال خوبی داشته باشین

سالی سرشاراززیبایی وسلامتی


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 23:13 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟


چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟


خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم


خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!


ترا از دور می بوسم به چشمی تر خداحافظ

مرا باور نکردی می روم دیگر خداحافظ

مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را

برو با دیگران ای بی وفا دلبر خداحافظ

نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 20:34 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |





گاهی احساس درکلام نمی گنجد

تنهاوتنها

احساس میماندواحساس

احساسی آغشته به آغوش یکدیگر



ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1390ساعت 14:51 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |


تا ابد تو تا ابد من

 

در زندگی لحظه هایی هستند که ماندگار می شوند

لحظه هایی که دلت می خواهد با بهانه

به آن کس که برایت عزیزهست

بگویی دوستت دارم

دوست داشتنی که نه از سرعشق هست ونه هوس

دوست داشتنی که حسی خاص به تو می دهد

حسی که نمی خواهی هیچ گاه آن

حس وصاحب آن حس راازدست دهی

دوست داشتنی که باعث می شود

یک نفر رابی دلیل دوست بداری

لحظه هایی هستندکه می توانی آن هارابهانه کنی

وهرچقدرکه دلت می خواهداز اوتشکرکنی

وزیباترین کلمات را تقدیمش کنی

دوست داری باکلمات بازی کنی

وآن ها رابه گونه ای کنارهم بگذاری

تاباحرف هایت دلش را به دست آوری

دوست داری بگویی جرقه ی دوستی من وتو

جرقه ای بودکه آتشی بی پایان را برافروخته است

آتشی که نه باران چشم هاونه باران ابرها

آن را نمی توانند خاموش کنند

دوست داری بگویی از داشتن اوبه خود می بالی

وافتخارمیکنی به خاطرداشتنش

دوست داری اورا همان گونه که هست

به همه ی جهان معرفی کنی

دوست داری روز به روز موفقیت اوراببینی

وباخوشحالی تمام فریادبزنی

اودوست من است

همچین لحظه هایی رادوست داری

برای خودت و دوستت ماندگارکنی

دلت می خواهددرتقویم زندگیت روز آشنایی

بادوستت یک اسم زیبا داشته باشد

نه تنها یک عدد که با گذر زمان اثرش کم رنگتر می شود

دلت می خواهد تقویم همه ی سال ها را داشته باشی

وآن روز را اسمش رابگذاری

تا ابد تو، تا ابد من

تقدیم به دوست خوبم که اولین نظر را در تاریخ

89/12/3برای وبلاگم گذاشت

دوستی که از داشتن او به خود افتخار میکنم

دوستی که هیچگاه و هیچ لحظه مرا فراموش نکرد

دوستی که دلم می خواهد تا ابد اجازه بدهد دوستش بدارم

البته اگرلیاقت دوستیش رادارم .

تقدیم به دوستی که بااولین نظرش به من انگیزه داد

برای ادامه ی راه این دنیای کوچکم

دوستی که دنیای کوچک دست نوشته هایش را حذف کرد

اما فکرش را از ذهن من و یادش را

از قلب من هرگز نمی تواند کسی حذف کند

از خالق دوستی می خواهم اورادرپناه خود نگه دارد

وازاوخواهشمندم که شادی راهرلحظه

بیشتر به دوستم هدیه دهد

ودرآخر باید بگویم دوست عزیزم این نوشته ها

هرچندکه ساده اند امامطمئن باش

هرکلمه اش از اعماق قلبم هست

که تقدیم می کنم به تو

به تو که امیدوارم همیشه مرا به عنوان دوستت بپذیری

ودر آخر می گویم می خواهم این روز را

روز آشنایمان را درتقویم زندگی بگذارم

تا ابد تو، تا ابد من

وهرسال با این جمله همه ی خاطراتمان را

زنده خواهم کرد باز بابهانه و بی بهانه

می گویم دوستت دارم 

 

امید لحظه های من ، بمون تو در کنار من

به جون هردومون قسم ،شدی همه خیال من

 

تو اوج دلواپسی ها، آروم میشم با یاد تو

قصه ی دلدادگی رو ، من می خونم به یادتو

 

فاصله ها میان وسط ، میون  قلب من و تو

خدا یه قفل عشق زده ، میون قلب من و تو

 

کلیدقفل قلبمون ، رها شده تو دست باد

عطر نفس های تو رو ، من میگیرم از دست باد

 

من دریاتوساحلی، موج میزنم به عشق تو

سبد سبد مروارید و، من میارم برای تو

 

رو غبار پنجره من ،‌حرف دل و مینویسم

روگلبرگ شمعدونی ها، اسم تورو مینویسم

 

قصه ی زندگی رو من ، فقط با تو سر میکنم

روقلب صاف و ساده ام ، اسم تو رو حک میکنم

 

دلم می خوادکه ماه و من ،از آسمون جداکنم

برم وچشمای تورو،ماه این آسمون کنم

 

لبخندت و هدیه کنم ،به همه  ی شکوفه ها

لبخندتوقشنگتره،ازهمه ی شکوفه ها

 

صدای دلنشین تو،قلب منو دوامیده

خنده ای که توسرمیدی، به قلب من صفامیده

 

ازاین به بعد خودم می خوام ، غصه هاتوپربزنم

روزای سخت قلبمو، بااون نگات خط بزنم

 

رهامیشم پرمیزنم،می رم به سوی آسمون

دادمیزنم دوست دارم،تاآخراین کهکشون

گذر ثانیه های عمر من یکساله شد

ازهمه ی کسانی که دراین مدت کنارم بودندسپاسگذارم

دوست عزیزم

میخواهم بگویم تورابی نهایت دوست دارم

بگذارهمه بداننددراین دنیای مجازی هم می توان

دوست باوفاومهربان داشت

ومن همین جامیگویم توکسی بودی

که این رابه من ثابت کردی

عزیزم روزآشنایمان مبارک

دلم میخواهدفریادبزنم

قلبم به خودمی بالد

ودلیلش وجود توهست توکه بی نهایت

برایم عزیزی

دلم میخواهدتاابداین روزراکنارتوباشم

وعاشقانه بگویم روزباهم بودنمان مبارک

دوست عزیزم احساساتم بیشترازاین کلمات است

امابازبان ساده ی خودمی گویم

طلای من دوستت دارم

بگذارهمه بدانندچراتوطلای منی

یادت هست روزی که خواستی وبت راحذف کنی گفتم نه

پرسیدی چراومن باافتخارگفتم

چون دوستان قدیمی همانندطلاهستند

ودوستان جدیدهمانندنقره

خوشحالم که ماندی وباارزش ترین چیزم

یعنی احساسم راازمن نگرفتی

امیدوارم همیشه لبخندبرلب داشته باشی حتی اگرمن نبود

بازبدان این روز ، روز من وتو است

فقط من و تو

دوتادوست خوب کنارهم

خیلی زیباست خداراشکرمیکنم به خاطرداشتن تو

با تو بودن تنها چیزیست که تکرارش رادوست دارم



اینم کیک تولدوبلاگم وکیک آشنایی من بادوست خوبم

دوست عزیزم دووووووووست دارم

اولین نظرمال دوست خوبمه

کسی که این متن رو واسه ی اون نوشتم 

نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 0:3 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

میــــــــان اشکــــــــــ و آه دل مــــــــــن


رفتــــــــــــــــــــــــــــــی


و


گـــــــــــفتــــــــــی


تــــــــــا پلکـــــــــــــــــــ بر هــــــــم زنـــــــــی


بـــــــــــــــــــــاز خـــــــــــــواهـــــــــم گشتـــــــــــــ


امشـــــــب هزاران شـــــــــــــــــــب استـــــ


کـــــــــه پلـــــــــــــک میـــــــــزنم


بــــــــی تو...


نمــــــــی دانـــــــم پلکــــــــ های مـــــن


سبـــــــــــــــــک شـــــــده استـــــــــ


یــــــــادل تـــــــــو بـــــــــی من


نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 0:15 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

دلم تنگ است برای تو


می نویسم تابخوانی


اما...

تونیستی


رفتی ومن مانده ام باکوله باری ازغم نبودنت


به خیالت که دلم می شکندازحرفهایت


امانمی دانی این دلشکستن را


دوست دارم


حالاباهرتکه ازقلب سرد وخسته ام


تورا

دوست می دارم


اشک چشمانم رابدرقه میکنم برای رفتنت


اشک ودل شکسته ام


بهترین هدیه ازطرف توبرای من


درمیان آه واشک وغم


بازگویم تورا


دوست می دارم


گرباورنداری گفته هایم رابرگردتا...


نه گر به سرت زدهوای برگشتن برگرد


من بازمنتظرت می مانم


توبرو و بدان تا ابد


منتظرت می مانم



نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 0:12 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

دلتنگی...


گاهی درپس یک احساس


گاهی فقط یک کلام


نه

دلتنگی یعنی


غلطیدن اشک های بی گناه


دلتنگی یعنی


نفس های بی شماریک عشق


دلتنگی یعنی


یادآوری خاطرات


دلتنگی بودن همه جز...


دلتنگی یعنی هزاران ابهام


درهاله ای ازسرگردانی


وگم شدن میان زمین وزمان


دلتنگی یعنی نابودی همه چیز




نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 18:34 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

دروغ استــــــــــــــ هرکه گویــــد


ازدل بــــــــرود هرآنکــــــــــــــس که ازدیــــــــــــده برفت

چــــــــــراکه عشــــــــــق قلبــــــــــــ ها


زمانــــــــی اثباتــــــــ میـــــــــــــــــشود


کــــــــه پـــــای فاصـــــــــــله ها


درمــــــــــیان باشــــــــــــــــــد



نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 11:11 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

لبخند یادتان نرود


19سال ازعمرمن به سرعت باد گذشت

گاهی شادی گاهی غم توی دل من نشست

تولحظه های شادم خداروبردم ازیاد

          تولحظه های ساده گاهی کردم ازاویاد          

توذهن خیلیامن فقط شدم خاطره

توقلب عده ای من فقط شدم ستاره

آشناشدم شب و روز باآدمای بسیار

زخمای سختی خوردم ازبازی روزگار

به شوق زنده بودن خندیدم وگریستم

خنده برای حالاگریه برای روزی که دیگه زنده نیستم

حالابعدیه سال بازشده تولدمن

خداهدیه فرستادزندگی رو واسه من

خدابهم نفس دادعشق وتوقلب من کاشت

مهربونی وعشق رومیشه توهرقلبی داشت

این لحظه های ناب روقدرشومن می دونم

سرورشادی رومن ازته دل می خونم

خب حالاهمه آماده می خوام شمع هاروفوت کنم

3 تاآرزومیکنم

1-2-3

هورااااااااااااااااااااااا

تولد تولد تولدم مبارک

حالابفرمایدکیک زودبیاین که بهتون برسه


حالابعدخوردن کیک وقت شادیه

هرکسی اهلشه بیادوسط برقصه

ازهیچکسی نترسه



آخخخخ داشت یادم میرفت

دستتون دردنکنه به خاطراین همه هدیه

خیلیییییییییی خوشحالم

حالاکادوهاروبایدبازکنم

اینم هدیه ای از دوست خوبم

برین به پیوندای وبلاگ

پیوند 2  به نام جشن تولد

دوست عزیزم همین جامیگم دوووووست دارم

وایییییییییییی دستت دردنکنه خیلی قشنگه

مهمونی بسه به همتون 4تابادکنک میدم

ممنون که اومدین

خدایی خیلییییییی خوش گذشت

دوستون دارم


راستی حالامن واقعاکدوم یک ازاین خصوصیات رودارم

مشخصات كلی متولدين بهمن ماه:

بسيار حسّاس ،  استوار و ثابت قدم ، واقعاْ عاقل و تودار ، بدون ريا و تزوير ، انسان واقعاْ خوب ، دانا ، خونسرد ، رك گو ، روي خودش بيش از ديگران حساب مي كند ، مستقل ، منطقي ، عاشق بشريّت و انسانيّت ، فكر ديگران را مي‌خواند ، ثابت قدم ، آرامش دوست ، كمك رسان ، آسان زندگي مي كند ، پرسه زدن را دوست دارد ، داراي حسّ ششم قوي ، علاقه مند به دوستان ، آزاديخواه ، بلند پرواز ، رام نشدني ، هر جا برود بر مي گردد  ، جاه طلب ، از اقرار به گناه منزجر است  ، دوستان بسيار زيادي دارد ، رازدار و تو دار ، اجتماعي ، تا حدودي خودخواه و مغرور ، انتقاد را قبول ندارد ، فرشته خو ، از تعريف لذّت مي برد ، راه و روش خود را به طور دائم تغيير ميدهد ، منافع خود را به خاطر ديگران به خطر مي اندازد ، سخاوتمند مخصوصاْ در دوستي ، دوستي او عميق و شكوهمند است ، ولخرجيش از روي عقل است ، خوش قلب و مهربان ، كم‌حافظه ، بهترين مشاور ، پرحركت و بي‌قرار ، كم علاقه به اصول سنتّي و قدرشناس .

زن متولد بهمن

بسيار غافلگير كننده، سزيع الانتقال، دارادي حس پيش بيني، كنجكاو، رفيق باز و كم علاقه به آداب و رسوم، در عشق خود بسيار جدي و وفادار است اما قادر به ابراز آن نيست. او متعلق به همه جا همه كس است اما د رعين حال از آن هيچكس نمي‌باشد.


نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 14:31 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

لطفا اولین نظر رابخوانید


شنـــــــــیده هایـــــــــم را


         بــــــــاور نمی کنـــــــــم


                                  تــــــــــاشاید لــــــابلـــــای


حـــــــــــــــرف هـــــــایــــــت


                                بـــــــــگویــــــــــی


دوســـــــــــتـــــــت دارم

نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 18:26 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است


تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است؟


رحلت پیامبر اکرم (ص) بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد


هر که بشنیده صداى مجتبى / تا ابد شد مبتلاى مجتبى

 

سالها بهر حسین باید گریست / تا کنى درک عزاى مجتبى . . .

 

شهادت امام حسن مجتبی(ع) بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد


ای شیعه بزن ناله و فریاد امشب


از غربت آن غریب کن یاد امشب

 

شهادت امام رضا ( ع ) بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد



در این روزها التماس دعا دارم ازهمه ی شمادوستان خوبم

 

نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت 21:2 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

تـــــو برای چه رفتی؟

ماچه شــــدیم

تاســـــف بار استـــــــ

که راهمــــــان یکی نباشــــــد

ته نوشت احساسم:

آقالطفی کن

تاراه ما

راه توباشد

نه کج راهه ای دراین دنیای بی رحم

اربعین حسینی برشماتسلیت باد

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 14:25 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

این روزها دلم هوای تورادارد لحظه های زیادی رادرکنارم بودی ازتولد تا 18 سالگیم اما من ...

تویکسال است که مراترک کرده ای ومن اکنون میفهمم که چقدربرایم مهم بوده ای

به یاددارم لحظه هایی راکه ازمدرسه برمی گشتم و سلام میکردم

باچه لحن شیرینی پاسخ می دادی هنوزصدایت درگوشم است

که می گفتی پری جون سلام خسته نباشی گلم

ونیزبه یاددارم روزهایی راکه ازدست درس و مدرسه کلافه بودم

وسلام نمی کردم وتومی گفتی سلامتوجاگذاشتی تومدرسه

ومن تنهانگاهت میکردم وسکوت

دلم تنگ شده است برای قصه هایت قصه هایی که ازگذشته و کودکیم

برایم تعریف میکردی تورفتی وحتی ندیدی مراکه برای دانشگاه درس می خوانم

هرگزازیادنخواهم بردآن روزی راکه انتخاب رشته کردم وگفتم رشته ی تجربی روزدم

گفتی یعنی تومثل خواهروبرادرت مهندس نمیشی گفتم نه تجربی میشه دکترشد

خندیدی وگفتی ماشاا...به خانم دکترخودم

ازاون روزبیشتروقتامن وخانم دکترصدامیزدی

نمیگم حتمااماسعی میکنم تادکتربشم میدونی چرا

چون اگه من بزرگتربودم و دکترشده بودم

شایدمی شدکمکت کنم ونزارم زودازپیشم بری

هرچندمی دانم که مرگ دست خداست

خیلی دلتنگتم من و ببخش به خاطرهمه ی بی توجهی هایم درحقت

مراببخش مادربزرگ عزیزم دوستت دارم

این شعرنه چندان زیباراتقدیم میکنم به تو قلم من هنوزناتوان است

اماباهمه ی وجودم این شعررابرایت سروده ام 

توی این شبای تاریک قلب من یه کوه درده

غم رفتن توبازم ؛ قلبمو دیونه کرده


رفتی و تنهام گذاشتی، چشماتورودنیابستی

خودتم اینو می دونی توی قلب من توهستی


روزگارسردوبی رحم ،برامن ورق میزنه آلبوم خاطره هارو

لحظه هاباخاطراتت گریه می کنم تاشاید،ببینم بازم چشاتو


بوی عطرجانمازت ،مهروتسبیح وکتابت مونده یادگاری ازتو

بااینکه نیستی کنارم اماهیچ وقتی نمی ری لحظه ای ازیادمن تو


صبح که بیدارمیشم ازخواب یادم رفته که نیستی

روی دیواراتاقم عکستوبازم می بینم بایه روبان مشکی


خیره میشم به عکست ، عکسی که حتی دیگه دردمودوانمیده

توی حس باتوبودن اسمتوصدامی زنم ،هیچکسی جواب نمیده


گاهی وقتادل زارم هوای توروداره

غبطه می خورم به خدا، که حالااون توروداره


روبه آسمون آبی ،توشبای پرستاره

  گله می کنم به خداکه چرااون توروداره


توازاون بالامی بینی که چقدربی تابت شدم

پس بیایه شب به خوابم که حسابی دلتنگ شدم


دیگه حرفی من ندارم که بگم از دل وجونم

بااین فاصله میگم می خوامت ازدل وجونم


حالاای بهترینم هرجاهستی، روحت شاد

هرلحظه هستی بامن ،تورادارم من به یاد 

  دوستان عزیزباعرض پوزش بایدبه عرضتان برسانم

که این پنج شنبه اولین سالگردفوت مادربزرگم است

برای همین نظرات دیرترپاسخ داده می شوند

نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 19:11 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

بـــه نـــــــــــــام آن که زندگـــی بخشید






ایـــــــن روزهـــــــــــــــا

دیــــــــگر شرم نــــــــــدارم از دل شــــــــــکستــــــه ام

دل رابنــــــده ی خدا

باکمــال بـــــــی رحمـــــــــــــــــی می شـــکند

خدا هــــم بــــــــدون هیــــــــچ چشم داشتــــی مـــــی خرد

همـــــان دل شکـــــــسته را

پس دیگــــــــربیـــــــمی نیســـــــــت مرا

به خاطردل شکــــــسته ام

مگـــــــر داشتن خریــــــــداری چون اوشــــــــرم آور است

کــــــــــــــه مـــن شـــــــــــــــرم داشته باشم بــه خاطــر دل شکسته ام؟؟؟!!!!!!!!

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 15:3 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

شعری ازخودم تقدیم به همه ی بروبچه های کنکوری


خدایا خسته شدم از این روزای کنکوری

از حرفای مردم که می گن هنوزم پشت کنکوری؟


یکی میگه ، حل چارتا مسئله کاری داره ، نمی تونی؟

یکی دیگه می خنده و میگه تو کودنی ، نمی دونی ؟


می گن هرکسی کنکور داره از همه چیزا می گذره

روی گوشی و تی وی یه خط قرمز می زنه


باید تنها بشینه درس بخونه ، نق نزنه

تاشاید قبول بشه و درجا نزنه


بابا بسه درک کنید، دل ما شادی می خواد

واسه پیش بردن راه کمی سرگرمی می خواد


درسته کنکوری هستیم و وقتمون طلاست

خنده و تفریح وشادی واسه ذهن ماجلاست


به خدا اگه شما مثل ماها درس بخونید

شب و روز، همه ساعت ، به خدا نمی تونید


بزارین با بروبچ بریم دوچرخه سواری تو کوچه ها

خنده وسربدیم و اس بزنیم بهم دیگه تولحظه ها


ما هم ازته دل قول می دیم به شماهادرکنار این چیزا

درسمون روخوب بخونیم ، تا تموم نشه یه وقت روزا


حالا همه دست به دعا به روی آسمون این خدا

بگین خدایا قبول بشن توی کنکور همه ی کنکوریا

توروخدا برامنم دعا کنید

ممکن کمتربیام تووب اما کنارم باشین تابدونم دوستاموهمیشه دارم

منم هرموقع وقت کردم بهتون سرمی زنم

دعاکنید توکنکورقبول بشم وسال دیگه این موقع

که کنارتونم یه دانشجو باشم

نوشته شده در جمعه نهم دی 1390ساعت 1:31 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

به نام خالق عشق و محبت

ایـــــــــن روزهـــــــــا دوســـــــــت داشتــــــــن

بــــــــه حـــــــراج گذاشــــــــــته شده اســـت

همـــــه بــــه همــــــــه بـــــی بهــــــــانه

میـــ گویـــــــند دوستــــت دارم

برای همـــــــــین اگـــــــر روزی

جـــــــایی

کســــــی

ازصمیم قلب

گفت دوستـــــــــت دارم

لبخند می زنیــــــم و می گوییــــــــم

ممنــــون 

ته نوشت حرفهایم:

دوستای گلم حال خوبی ندارم برام دعاکنیدازلحاظ روحی بهم ریختم

همین جا از آجی نرگس و آجی رویای عزیزم معذرت خواهی می کنم

چون ممکنه کمتربهشون سربزنم

وهمچنین ازداداش علی خوب و مهربونم که همیشه کنارمه مخصوصاوقتی دلم میگیره

نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 15:18 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

بـــــــه نام خداونــــــد احســـاس وقلم

تقـــــــدیم به عشــق

به تو که می انـــــــدیشم

قلبـــــــم به تپش می افتــــــــد

از سربیـــــــکاری نیست اندیشــــــیدن من به تــــــو

خودتــــــــــ خوب می دانی

بس که بــــــی تاب دیـــــدار توام

اینگونه به تو می تو می اندیشـــــــــم

راستی شب یلداتون مبارک


نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 14:32 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

ایــــــــــن روزهـــــــــا دلــــــــــم هوای یــــــــک هم نفــــــــس را دارد

خدایــــــــــا خودتـــــــــ می دانـــــــــی که هـــــر کسی هم نفـــــــــس نمی شــــــــود

همـــــــــ خانــــــــــــه پیدا کردن آســـــــــان استــــــــــ

همــــــــــ نفـــــــــــس پیـــــــــدا کردن سختـــــــــ استــــــــــ

خدایــــــــــا یکـــــــــــ سوال ســــــــاده دارم

آیا خودتـــــــــ می شوی همــــــــ نفسمـــــــــ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 20:8 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

شعراول ازخودم نیست امابقیه ی حرفهاوشعرهانوشته های خودم هستند

قابل توجه ی آقایون مجرد

این گفته ی یک آقای متاهل است ( یک نصیحت دوستانه)

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر ، من گرفتم تو نگیر

چه اسیری که زدنیا شده ام یکسره سیر ، من گرفتم تو نگیر

بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر ، یاد آن روز بخیر

زن مراکرده میان قفس خانه اسیر ، من گرفتم تو نگیر

خانم های محترم هیچ نگران نباشید

درسته آقایون انکار می کنند

اما ما میدونیم پشت هرمرد موفق یه زن موفق و خوب و معرکه هست

پس به افتخارهمه ی خانمایه دست قشنگ

این یکی مطلب از طرف یک مرد متاهل دیگر است

آقایون خوب توجه کنند تابدونند باخانمشون چطورحرف بزنند تاآواره نشند

زنم رفته از خونه شدم بدبخت ، بیچاره

دعواکردم من با اون چون نداشتم من چاره


دیرمی اومد به خونه می رفت بادوستاش بیرون

منم شدم کلافه گفتم نرو هی بیرون


بهش برخورد و قهر کرد رفت خونه ی مامانش

زنگ زد و گفت تمومه همون لحظه مامانش


حالاشدم بدبخت من یه غلطی کردم من

پدر زنم رئیسه یه کارمند ساده ام من


از فردا اخراجم من آواره ی کوچه هام

واسه یه لقمه ی نون آواره ی خونه هام


رفیق حواست باشه دعوانکن بازنت

وگرنه کشته میشی به دست پدرزنت


الحق که زن  نعمته ، داخل زندگیمون

بدون زن نمیشه ، کابوسه زندگیمون


انصافااگه ماخانومانباشیم آقایون چی کارمی کنند؟(جمله ی از طرف آقایون:چاکرخانومای محترم)


ازشوخی گذشته به کسی برنخوره می خواستم بگم کسی نبایدفکرکنه ازکسی بالاتر

زن و مرد درکنار هم کامل میشند و به موفقیت میرسند

زن و مردی  خوشبخت میشند که هردوشون بدونند

نسبت بهم برتری ندارند و باهم برابرند

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 14:29 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

سلام دوستای عزیز قراربودبرم


امابه اصرار یک سری ازدوستان عزیز منصرف شدم


رزی تا ابد پیشتون میمونه


خوشحالین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 1:24 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

توجه


سلام به همه ی شما

شایدبه زودی زود این وبلاگ حذف شود

لحظه های خوبی راباشماسپری کردم

اماگاهی وقتابعضی هادوست دارند مانباشیم چه میشه کرد

زود رفتن بهتراز بد رفتن است

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 17:23 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

عاشــــــــــــــــــــــورا آمــــــــــــــدبــــــــــار دیــــــــــــگر

دلـــــــــــــ مــــــــــا خـــــــــــون از فـــــــــــاجــــــــــــــعه ی عـــــــــاشورا

امـــــــــا نــــــــــمی دانــــــــم چـــــــرا تنــــــــها روز عـــــــاشورا

بــــــــــــــــه یـــــــــاد آن فـــــــــاجعه می افــــــــــــــــتیم

نمـــــــــــی دانم

مگر نمـــــــــی گویـــــــــند همــــــــه ی روزهــــــــا عاشورا اســــــــت

پس چـــــــــگونه مــــــــا تنـــــــــها یـــــک روز

بـــــــــه یـــــــــادمی آوریــــــــم عاشورا را

دیـــــــگر

باید گفـــــــــــت عــــــــاشـــــــورا ، یـــــــــک روز است

زیـــــــــرا اگر همـــــــــه ی روزهـــــــا عاشورابـــــــــود

ماهـــــــــم عـــــــــاشورایـــــــــی می شدیـــــــم

نـــــــــــــه دنـــــــــیایـــــــــــــــی ؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

ایـــــــن ایـــــــام غم بار را بـــــــــــه همــــــــــــــه ی شمــــــــا تسلیــــــــت می گویـــــم

التـــــــــماس دعا

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 0:36 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

بگـــــــــــذار قدم گـــــــــذارم

جای پــــــــــــــــــای تو

بگذار عـــــــــــبور کنـــــــــــم

یک بــــــــــار از بین الحـــــــــرمینت

جایــــــــــــی که تو یکــــــــبار عبور کردی

بگذار جا پـــــــــای تو بگــــــــــــــذارم یک بار

اما جا پــــــــــــــای تو گذاشـــــتن

لیاقتـــــــــــ می خواهد

آیا من لیاقتـــــــــــــ دارم ؟؟؟؟!!!!!!

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 15:11 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

عباس جان رفتی و با رفتنت

شکست قامت برادرت حسین

توراقسم به همان قامت شکسته ی برادرت

به من بیاموز وفای حقیقی را

وفایی ازجنس وفایت

شهادت حضرت عباس خدای احساس رابه شما تسلیت می گویم

التماس دعا


نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 21:0 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

این شعرگذشته ی تلخ یکی ازدوستامه

امام حسین خودت کمک کن تاکسی بی خودی خودشوبراکسی فدانکنه

کاری کن خودمون رو همه چیزمون روبراخدافداکنیم نه بنده ی خدا

لطفاقضاوت رابسپاریدبه خدا

  

رفتی و با رفتن تو کشیدم تیغ و رو دستام

تابمونه یادگاری زخمی از تموم روزام

 

تیغ اول و زدم من اما هیچی خونی نیومد

یکمی دستم می لرزید ،یکمی دلم بد اومد

 

اما با لرزش دستام زدم باز تیغ و دوباره

حسی از درونم می گفت بزن عشق وجود نداره

 

این دفعه دیگه جواب داد بریدن رگای دستام

بغض من دیگه تموم شد اشک اومد به توی چشمام

 

اشک من آروم می غلتید روی گونه های سردم

خودشو رها می کرد وبوسه می زد روی دستم

 

رفتم و یه جای خلوت سرم و زدم به دیوار

زیرلب همش می گفتم عزیزم خدانگهدار

 

باهمون قطره های خون ، روی کاشی ها نوشتم

عشق تو فقط یه خواب بود،واسه من تو سرنوشتم

 

کاش می موندی و می دیدی، خون و تو به روی دستام

تاکه باورت بشه تو،عشق و دیگه من نمی خوام

 

موقع بستن چشمام همه اومدن به یادم

یه لحظه شدم پشیمون که چرا اینگونه باختم


اما دیگه آخرش بود،آخر نفس کشیدن

خداهم خودش می گفت که بسه دیگه زجر کشیدن

 

امابازخواست خدابود،که بمونم توی دنیا

تانبازم زندگیموپای بازی های دنیا

 

همه روزا گذشتند ، حال من وقتی که خوب شد

گفتم این اول راهه زندگی تازه شروع شد

 

زنده موندم امابی تو، زنده بودن واسه ام سخته

نخواستی یه بار ببینی روی دستام جای زخمه

 

همیشه این جمله رو من می خونم برای قلبم

هرکسی لایق عشق نیست ،خودتو نباز تو هردم

نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 21:20 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

امشب خیلی خوشحالم

چون  به یکی از آرزوهام رسیدم

بلاخره کارت اهدای عضو گرفتم

راضی کردن مامانم کارسختی بود اما ارزش داشت


ته نوشت حرف هایم با خدا:

خدایامن که یک روز خواهم مرد

پس ازتو خواهش می کنم

جوری بمیرم که به عده ای زندگی ببخشم

اگربقیه ی آرزوهایم را برآورده نکنی اشکال ندارد

اما این یکی را برآورده کن لطفا

مرگ من مصادف شود بازندگی بخشیدن به عده ای


نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 0:35 توسط آرامش بخش(رزیتا)| |

Design By : Mihantheme